بررسی سبک بلوز در موسیقی
بررسی سبک بلـــوز
اغلب گفته میشود که موسيقی جاز جز تنها شكل هنری است كه در آمريكا بوجود آمده، با اين حال موسيقی بلوز بلوز درست پابهپای آن پيشرفته رفته است. در واقع اين دو سبك شباهتهای زيادی با يكديگر دارند. هر دو بوسيله سياهپوستان آمريكا و در جنوب ايالات متحده، در نيمه دوم قرن 19 پديد آمدهاند و سپس در دهههای اوايل قرن 20 به مناطق ديگر گسترش يافتهاند؛ هر دو دارای نت غمگين بلو هستند كه از تغيير شكل يك نت خاص به ربع پرده يا نيم پرده بوجود میآيد و هر دو از اصل بداهه نوازی بهره میگيرند. بلوز و جز هر دو تاثيرات زيادی بر موسيقی پاپ در آمريكا داشتهاند و در واقع بسياری از عناصر كليدی در موسيقی پاپ، سول، ريتم اند بلوز و راك اند رول ريشه در موسيقی بلوز دارند. مطالعه و بررسی دقيق اين سبك، سهم زيادی در فهم بيشتر ديگر سبكها خواهد داشت. گرچه هيچگاه بلوز در ليست پرفروشترينها قرار نگرفت، اما با اين حال هميشه بطور جدی نه تنها در كنسرتها و فستيوالها در سراسر ايالات متحده، بلكه در همه جای زندگی روزمره حضور آن احساس میشود.
src="http://www.the-birth-of-a-king.com/slaves.gif"
سبك بلوز دقيقا چيست؟ به گفته آهنگساز و خواننده مشهور، ويلی ديكسون، در حقيقت بلوز واقعيتهای زندگی است. نگاهی به گذشته و به زادگاه سبك بلوز منظور ديكسون را روشنتر میسازد.
تاريخچه بلوز: اين سبك هنری، ريشه در سختیها و مشكلات سياهان آمريكا دارد. بين سالهای 1619 و 1808 هزاران نفر از مردم غرب آفريقا كه بيشترشان از قبايل: ارادا، داهومی و فالانی بودند، به زور اسلحه دستگير، و با بیرحمی تمام بعنوان برده به آمريكا آورده شدند. آنها در حراجیها در معرض فروش قرار گرفتند و سپس روانه مزارع و كشتزارها شدند و به كار طاقت فرسا از طلوع تا غروب آفتاب وادار شدند؛ در حاليكه به انسانيتشان هيچگاه اهميتی داده نمیشد. اين كارگران هنگام كار ناراحتیهای خود را با سردادن ملوديهای قديمی موطن خود ابراز میكردند. سنت اينان آوازخوانی گروهی بود و بسياری از اين سرودها از يك الگوی پرسش و پاسخ پيروی میكرد كه در آن رهبر گروه چيزی را میخواند و سپس بقيه با تكرار يا پاسخ به او همراهیاش میكردند. اين نوع آوازها فريادهای سر مزرعه ناميده میشدند. پس از انتشار منشور آزادی در سال 1863 و رهايی بردگان و طی دهههای بعد، سياهپوستان جنوب، سنت آوازخوانی خود را ادامه دادند در حاليكه بعنوان رعيت همچنان با حقوق ناچيز كار میكردند. آنها در مراسم كليسا و نيز در سفرهائی كه گروههای رقص و آواز اروپائی در آنجا حضور داشتند، كم كم با موسيقی اروپائی آشنا شدند. رفته رفته اين سياهان در برنامههای شو با رقص يا اجرای موسيقی و برنامههای كمدی شركت داده شدند. تنوع ملوديهای قديمی آفريقايی و تركيب آن با سبكهای مختلف موسيقی اروپائی، سبك جديدی را بوجود آورد كه ما امروزه آنرا با نام بلوز میشناسيم. طی دهه نخست قرن بيستم گيتار بعنوان ساز اصلی جانشين بانجو شد كه ريشه در آفريقا داشت و الگوی پرسش و پاسخ ترانه خوانی در مزارع آن زمان تبديل شد به پرسش از سوی خواننده و پاسخ توسط گيتاريست.
راهيابی بلوز به شهر: موسيقی بلوز همراه با سياهان جنوب آمريكا، در طول رودخانه میسیسیپی، كمكم از مزارع و روستاها به شهرها، بويژه نيواورلئان، ممفيس و سنت لوئيس راه يافت. رهبر گروه سيار بلوز، هندی ، با نوشتن ترانههای ممفيس بلوز در سال ۱۹۱۲ و سنت لوئيز بلوز در سال ۱۹۱۴ رشد و شكوفائی سبكهای جديد را خاطر نشان كرد. در سال ۱۹۲۰ اولين آلبوم گروه تحت عنوان Crazy Blues ضبط شد. دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ سالهای شكوفائی بلوز بود و تعدادی خواننده و موسيقیدان از طريق كنسرت و فروش آلبوم در جامعه سياهان آمريكا به شهرت رسيدند. طی جنگ جهانی دوم بسياری از سياهان نوازنده بلوز به شهرهای شمالی مهاجرت كردند. پس از اتمام جنگ سبك جدبد Urban Blues بلوز شهری توسعه يافت. در اواخر دهه ۱۹۴۰ اين سبك به وسايل الكترونيكی مجهز شد و درام نيز به سری گروه آنها كه قبلا بيس ،گيتار الكتريك، پيانو و هارمونيكای تقويت شده در اختيار داشتند، افزوده شد. شيكاگو نيز مركز فعاليت بلوز شد. با گسترش مهاجرت سياهپوستان از جنوب به شمال، موسيقی بلوز نيز با آنها منتقل شد و در سبكهای مختلف توسعه پيدا كرد. در يكی از اين سبكها كه شيكاگو بلوز ناميده میشود، گيتار و هارمونيكا سازهای اصلی هستند. در سبك ديگر، ممفيس بلوز موسيقیدانانی نظير بیبیكينگ مطرح هستند كه گيتار را با سازهای بادی بويژه ساكسيفون و ترومپت تركيب كردهاند. با اين حال سبك ديگری بنام دلتا بلوز، گيتار آكوستيك را ساز اصلی میدانند و بالاخره در تگزاس نوازندگان، گيتار الكتريكی سبك وزن را ابداع كردند كه با كاپو (۱) و با هر ۴ انگشت و يا انگشت شست نواخته میشود.
(1) كاپو وسيله كوچكی است كه در ناحيه گردن ساز برای بالا بردن كوك سيمها بكار میرود.
تاثير بلوز بر موسيقی پاپ: اولين ترانههای موفق و محبوب ستارگانی نظير الويس پريسلی و جری لی لوئيس در دهه ۱۹۵۰ به دنبال پيشرفت آکورد و الگوهای شعری در ميزان استاندارد دوازده حاصل شد. در ضرب اصلی بلوز، ريتم سه چهارم نواخته میشود. به هر حال اين سرعت گرفتن ضرب بود که باعث شد ويژگيهای بلوز به راکاندرول تکامل پيدا کند و بالاخره اينکه راکاندرول بخش عظيمی از موسيقی پاپ را برگرفت و بلوز همچنان به بازار کوچک خود بسنده کرد.
ساختار آهنگ در سبک بلوز: شعرهای بلوز اغلب دارای سه سطر و دوازده ميزان است. از ابتدا آکوردهای اصلی برای سطر يک و چهار ميزان اول نواخته میشود. سپس چهار آکورد برای ميزان پنج و شش نواخته میشود و به دنبال أن يک آکورد برای ميزانهای هفت و هشت نواخته میشود. سطر آخر متفاوت است و پنج آکورد برای ميزانهای نه و ده و به دنبال آن يک آکورد برای ميزانهای يازده و دوازده زده میشود. شعر در موسيقی بلوز سه سطر احساسی است. سطرهای اول و دوم يکسان هستند البته با آکوردهای مختلف، ولی سطر سوم متفاوت است. اين ساختار را ميزان دوازده بلوز مینامند. برای مثال به اين سه سطر از لوئيس بلوز توجه کنيد:
هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down
هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down
چون فکر میکنم اين بار، ديگه دفعه آخره. It makes me think I'm on my last go round
سازهای موسيقي: در گروههای مدرن بلوز، كه به سازهای الكترونيكی مجهزند بيش از يك سری استاندارد از اين سازها وجود دارد. برای مثال در سبك آربن استايل در شيكاگو، سازهای اصلی گيتار الكتريك و هارمونيكای تقويت شده میباشند و سازهای فرعی شامل بيس، درام، پيانو و ريتم گيتار است. گروههای جنوب آمريكا نظير ممفيس و نيواورلئان، اغلب يك سری سازهای بادی مثل ساكسيفون و ترومپت دارند ولی اغلب بصورت سولو اجرا نمیشوند. در بلوز صدای خواننده هميشه واضح و بلند است و البته بيشتر در ابتدا و بعنوان صدای اصلی شنيده میشود و همخوانيهای هارمونيك در سبك بلوز به ندرت به چشم میخورد.
تاثيرات سبك بلوز: به هر حال تا دهه 1960 بلوز بيشتر طرفداران خود را از دست داده بود و بسياری از هنرمندان اصلی بلوز بازنشسته شده و يا از دنيا رفته بودند، با اين حال اجرای دوباره ترانههای قديمی بلوز توسط گروههای محبوب راك نظير رولينگ استونز و لد زپلين باعث شد كه بلوز مجددا توسط جوانان كشف شود. بسياری از موسيقيدانان قديمی بلوز، حتی برخیها كه اجراهای اوليهشان به چند دهه قبل برمیگشت، دوباره كشف شدند: مادی واترز، جونيور ولز، بادی گای، فردی كينگ، جيمز كاتن، بو ديدلی، هاولينگ ولف، جان لی هوكر و بالاخره بیبی كينگ. وقتی طرفداران جوان، از گروههای سبک بلوز استقبال کردند و آنها را در آغوش گرفتند، ديگر بلوز از زمره موسيقیدانان سياهپوست خارج شده بود. موسيقیدانان سفيدپوستی مانند گيتاريست جانی وينتر و نوازنده هارمونيكا پاول باترفيلد با الهام از آهنگهای قديمی بلوز و اجرای جديد خود شهرت فراوان بدست آوردند. موسيقی بلوز در بين موسيقیدانان بريتانيا نيز محبوبيت خاصی پيدا كرد. پيانيست و نوازنده هارمونيكا، جان مايال، يك گروه بلوز را رهبری كرد كه با اجراهای بسيار ماهرانه گيتار، بوسيله اريك كلاپتن، تا جائی جلو رفت كه با اجرای اكثر ترانههای بلوز، اين سبک از موسيقی را دوباره به طرفداران بيشمار راك معرفی كرد. در اصل طی دهه 1960 و 1970 موسيقیدانان انگليسی سفيدپوست و جوان، دوباره بلوز را در آمريكا احياء كردند. مفسران اجتماعی اين ادغام و همياری موسيقیدانان سياهپوست و قديمی بلوز با طرفداران جوان و سفيدپوست را به فال نيك گرفته و معتقدند كه اين امر به موفقيت جنبش حقوق شهروندی و پيشرفت روابط نژادی در آمريكا كمك زيادی كرده است. گرچه بلوز و موسيقی پاپ امروزه اشتراك زيادی باهم ندارند ولی شباهتهای زيادی بين بلوز و سبک هيپ-هاپ وجود دارد: نه از لحاظ موسيقي، هرگز! بلكه از لحاظ اينكه هردو دارای خوانندههايی هستند كه از سختیها، درد و رنجها و بیعدالتیها در زندگی شكايت میكنند و هر دو يك الگوی پرسش و پاسخ را به نمايش میگذارند. بلوز بخاطر اينكه پايه و الهام بخش ديگر سبكهای موسيقی در آمريكاست، تاثيرهای بسيار زيادی را نيز داراست.
وضعيت فعلی بلوز: موسيقی بلوز امروزه بارديگر تجديد حيات يافته و بازار نوار و کنسرت آن کاملا داغ است. تعداد کمی از موسيقيدانان نسل قديمی بلوز اکنون زنده و در صحنههای موسيقی فعالند. بیبی کينگ و بادی گای راه را برای موسيقيدانان جوانی که سنت آنان را ادامه میدهند هموار کردند. کينگ پس از سالها انتظار برای همنوازی با اريک کلاپتن بالاخره با اجرای مشترک (همسفر با شاهان) برنده جايزه هندی برای آلبوم جديد خود شد. گای نيز در لجند کلوپ خود در شيکاگو مشغول است و با آلبوم (چای شيرين) خود برنده جايزه هندی سال 2002 برای بهترين هنرمند مرد و بهترين گيتاريست سال شد. بعضی از اعضای مشهور نسل جديد بلوز عبارتند از: رابرت کری خواننده و گيتاريست، اتا اسميت خواننده، کب مو گيتاريست، لاکی پيترسن نوارنده چند ساز و شوگر بلو نوازنده هارمونيکا. تعدادی از شرکتهای ضبط و نوار با هنرمندان بلوز کار میکنند. شيکاگو اليگيتور رکورد، تنها يکی از چندين شرکت است که فقط با بلوز کار میکند. مالاکو رکورد، در میسیسیپی سالهاست که اجراهای بلوز را ضبط میکند و هنرمندانی نظير ليتل ميلتن، بابی بلند، رابی راش و ديگران را مطرح کرده است. پخشهای زنده موسيقی بلوز در ميان طرفداران در کنسرتها و کلوپها همچنان محبوبيت خاص خود را حفظ کرده است و شنوندگان بلوز هميشه ويژگيهای اساسی اين سبک، يعنی احساسات عميق و بداههنوازی را ارج مینهند. فستيوالهای بلوز گسترش يافتهاند و گروههای مختلف با اجراهای پیدرپی در صددند که مشتاقان خود را راضی نگه دارند. مشتاقانی که از شنيدن موسيقی بلوز حتی از شب تا صبح سير نمیشوند.
معرفی ستارگان سياه آسمان بلوز:
Bessie Smith : بسی اسميت را بعنوان امپراتريس بلوز میشناسند و او با ارتعاشات گرم صدا و نيز اجراهای پرشور براستی شايسته اين لقب است. او در سال 1895 در تنسی بدنيا آمد و کارش را با خواندن ترانههای مذهبی در کليسا شروع کرد. در سال 1923 ترانه بسيار موفق او دان هرتد بلوز بيش از ۲ ميليون نسخه فروش داشت. او در 26 سپتامبر 1937 در يک سانحه رانندگی در میسیسیپی شمالی جان خود را از دست داد. او را بخاطر سياه بودنش به اولين بيمارستان بعد از اين تصادف راه نداده بودند.
John Lee Hooker : جان لی هوکر طی حرفه طولانی خوانندگی خود سبک جديدی را بنام بوگی برای بلوز به ارمغان آورد. او در سال 1917 در میسیسیپی بدنيا آمد. اولين تاثيراتش را از پدر که يک مبلغ مذهبی بود گرفت و پدرخوانده وی نيز اولين گيتارش را به او هديه داد. مثل خيلی از سياهپوستان ديگر اهل جنوب آمريکا، او نيز روستاهای جنوب آمريکا را رها کرد و به شهرهای شمالی رفت. در سال 1943 به ديترويت رفت و در کارخانههای اتومبيل سازی و فولاد مشغول بکار شد. در اولين سال ضبط آثارش در سال 1948 ترانه موفق( حالت عاميانه بوگی چیلدرن که به معنی بچههای خوش رقص است) را اجرا کرد و سپس با ترانه آی ام ان د موود دوباره رتبه اول چارت موسيقی را در گرفت. در سال 1990 با اجرای هیلر برنده جايزه گرمی شد و در اين اجرا علاوه بر بزرگانی چون کارلوس سانتانا، کيس ريچاردز و بانی ريت بعنوان نوازندگان مهمان حضور داشتند. او با ون موريسون ترانهسرا و خواننده ايرلندی نيز چندين آلبوم منتشر کرد. هوکر در سال 2001 از دنيا رفت.
src="http://www.michaelromanos.com/pictures/stock_photos/bb_king.jpg">
Roy Buchanan : از هنرمندان سفيدپوست صاحب سبک در بلوز میباشد و الیگاتور اولين شرکتی بود که با وی قرارداد بست. اوج هنر بداهه نوازی خود را در آهنگ افتر هورس نشان میدهد و آهنگهای احساسی روی نظير بلک اتومن، سویت دریم ، هی جو، فایو استرنگ بلوز مهر تاييدی بر آهنگسازی او میزند. بوچانان در حالی از دنيا رفت که موسيقيش را کمتر کسی درک کرد و سولوهايش برای بيگانگان بلوز اصيل، مفهومی نداشت.
Muddy Waters : مادی واترز را بنيانگذار بلوز مدرن و مجهز به سازهای الکترونيکی میشناسند. او در سال 1915 در میسیسیپی بدنيا آمد. او هنگانيکه راننده تراکتور بود شروع به يادگيری و نواختن گيتار کرد و در سال 1941 بلوز آکوستيک را ضبط کرد و در سال 1943 به شيکاگو رفت و تا سال 1950 توانست گروه کوچک بلوز خود را راه بيندازد که خود واترز نيز گيتار الکتريک مینواخت. او تا زمان مرگش در سال 1983 به اجراهای قوی خود هم بصورت خواننده و هم گيتاريست ادامه داد.
src="http://www.humblepress.com/Concert/graphics/gallery/muddy.jpg"
Robert Johnson : رابرت جانسون ملقب به شاه خوانندگان دلتا بلوز در نواختن گيتار نيز استاد بود. او در سال 1911 در میسیسیپی بدنيا آمد. بيشتر زندگی کوتاه هنری خود را به نواختن گيتار در رقصهای محلی سپری کرد. شعرهای احساسی و مهارت وی در نواختن گيتار، کار او را از ديگران متمايز میکند. او در سال 1938 درگذشت. برخی بر اين عقيدهاند که شايد يک عاشق عصبانی او را مسموم کرده است ولی نحوه دقيق مرگ وی هنوز هم يک راز است.
B.B. King : امروزه بیبی کينگ سرشناسترين موسيقيدان بلوز است. شهرتی که واقعا شايسته اوست. او در سال 1925 در اينديانانولای میسیسیپی بدنيا آمد و اسم مستعار B.B بیبی (بلو بوی ) را هنگام اجرای برنامههای راديوئی در ممفيس تنسی به او دادند. مانند ديگر سياهان ساکن دلتای میسیسیپی، او نيز از مهاجران جنوب بعد از جنگ جهانی دوم بود. از دهه 1940 تا دهه 1960 در کلوپهای مختلف در جنوب گيتار مینواخت ولی بدليل تبعيض نژادی تمامی حاضران در برنامههای او سياه پوست بودند. او در سال 1948 با نواختن در فستيوالهای بلوز، سالنهای کنسرت، دانشگاهها و در شوهای تلويزيونی در سراسر آمريکا به شهرت رسيد. او سالهای زيادی شو برگزار کرد و در هر سال بيش از 300 اجرا داشت که در نوع خود بینظير است و هيچ هنرمند بلوز تاکنون نتوانسته در سختکوشی به گرد پای او برسد. تا اواخر دهه 1960 کينگ سبک مشهور نواختن گيتار خود را کامل میکند. او با ارتعاش دست چپ روی سيمهای گيتار و با تغيير و بالا و پائين بردن نتها، میتواند نتهای بلوز را که لازم و جزء لاينفک اين سبکهاست، به زيبائی بنوازد. اين صدای آوازگونه گيتار همراه با صدای رسای او در سال 1969 يکی از بزرگترين موفقيتها را برای او با اجرای د تریل ایز گان به ارمغان آورد. اين ترانه درست در هنگاميکه فروش نوارهای بلوز در بازار با رکود مواجه شده با موفقيت تمام به فروش میرود و جايزه گرمی را برای وی به ارمغان آورد. ترانهّهای او طيف وسيعی از احساسات را در کنار ناراحتيهايی که هميشه با موسيقی بلوز همراه است نشان میدهد. او شوخطبعی را با درکی عميق از طبيعت انسانی در هم میآميزد که: هرکسی بالاخره کمی دروغ میگويد. کينگ طی دوران طولانی موسيقيائی خود در بسياری از آثار همکاری داشته است. موسيقيدانان جوان راک، بويژه همکاريها و کمکهای او به پيشبرد اين سبک موسيقی را ارج مینهند. در سال 1988 بیبی کينگ همراه با گروه ايرلندی یو تو در ترانه موفق ون لاو کامز تو تاون خواننده و نوازنده گيتار بود. او در سال 2001 همراه با اریک کلاپتون آلبومی را تحت عنوان همسفر با شاه ضبط کرد که جايزه عالی موسيقی را برد. کارهای گيتار او تاثير بسياری روی نوازندگان جوان داشته است و تا به امروز تنها سفير و نمايده بلوز است.
اغلب گفته میشود که موسيقی جاز جز تنها شكل هنری است كه در آمريكا بوجود آمده، با اين حال موسيقی بلوز بلوز درست پابهپای آن پيشرفته رفته است. در واقع اين دو سبك شباهتهای زيادی با يكديگر دارند. هر دو بوسيله سياهپوستان آمريكا و در جنوب ايالات متحده، در نيمه دوم قرن 19 پديد آمدهاند و سپس در دهههای اوايل قرن 20 به مناطق ديگر گسترش يافتهاند؛ هر دو دارای نت غمگين بلو هستند كه از تغيير شكل يك نت خاص به ربع پرده يا نيم پرده بوجود میآيد و هر دو از اصل بداهه نوازی بهره میگيرند. بلوز و جز هر دو تاثيرات زيادی بر موسيقی پاپ در آمريكا داشتهاند و در واقع بسياری از عناصر كليدی در موسيقی پاپ، سول، ريتم اند بلوز و راك اند رول ريشه در موسيقی بلوز دارند. مطالعه و بررسی دقيق اين سبك، سهم زيادی در فهم بيشتر ديگر سبكها خواهد داشت. گرچه هيچگاه بلوز در ليست پرفروشترينها قرار نگرفت، اما با اين حال هميشه بطور جدی نه تنها در كنسرتها و فستيوالها در سراسر ايالات متحده، بلكه در همه جای زندگی روزمره حضور آن احساس میشود.
src="http://www.the-birth-of-a-king.com/slaves.gif"
سبك بلوز دقيقا چيست؟ به گفته آهنگساز و خواننده مشهور، ويلی ديكسون، در حقيقت بلوز واقعيتهای زندگی است. نگاهی به گذشته و به زادگاه سبك بلوز منظور ديكسون را روشنتر میسازد.
تاريخچه بلوز: اين سبك هنری، ريشه در سختیها و مشكلات سياهان آمريكا دارد. بين سالهای 1619 و 1808 هزاران نفر از مردم غرب آفريقا كه بيشترشان از قبايل: ارادا، داهومی و فالانی بودند، به زور اسلحه دستگير، و با بیرحمی تمام بعنوان برده به آمريكا آورده شدند. آنها در حراجیها در معرض فروش قرار گرفتند و سپس روانه مزارع و كشتزارها شدند و به كار طاقت فرسا از طلوع تا غروب آفتاب وادار شدند؛ در حاليكه به انسانيتشان هيچگاه اهميتی داده نمیشد. اين كارگران هنگام كار ناراحتیهای خود را با سردادن ملوديهای قديمی موطن خود ابراز میكردند. سنت اينان آوازخوانی گروهی بود و بسياری از اين سرودها از يك الگوی پرسش و پاسخ پيروی میكرد كه در آن رهبر گروه چيزی را میخواند و سپس بقيه با تكرار يا پاسخ به او همراهیاش میكردند. اين نوع آوازها فريادهای سر مزرعه ناميده میشدند. پس از انتشار منشور آزادی در سال 1863 و رهايی بردگان و طی دهههای بعد، سياهپوستان جنوب، سنت آوازخوانی خود را ادامه دادند در حاليكه بعنوان رعيت همچنان با حقوق ناچيز كار میكردند. آنها در مراسم كليسا و نيز در سفرهائی كه گروههای رقص و آواز اروپائی در آنجا حضور داشتند، كم كم با موسيقی اروپائی آشنا شدند. رفته رفته اين سياهان در برنامههای شو با رقص يا اجرای موسيقی و برنامههای كمدی شركت داده شدند. تنوع ملوديهای قديمی آفريقايی و تركيب آن با سبكهای مختلف موسيقی اروپائی، سبك جديدی را بوجود آورد كه ما امروزه آنرا با نام بلوز میشناسيم. طی دهه نخست قرن بيستم گيتار بعنوان ساز اصلی جانشين بانجو شد كه ريشه در آفريقا داشت و الگوی پرسش و پاسخ ترانه خوانی در مزارع آن زمان تبديل شد به پرسش از سوی خواننده و پاسخ توسط گيتاريست.
راهيابی بلوز به شهر: موسيقی بلوز همراه با سياهان جنوب آمريكا، در طول رودخانه میسیسیپی، كمكم از مزارع و روستاها به شهرها، بويژه نيواورلئان، ممفيس و سنت لوئيس راه يافت. رهبر گروه سيار بلوز، هندی ، با نوشتن ترانههای ممفيس بلوز در سال ۱۹۱۲ و سنت لوئيز بلوز در سال ۱۹۱۴ رشد و شكوفائی سبكهای جديد را خاطر نشان كرد. در سال ۱۹۲۰ اولين آلبوم گروه تحت عنوان Crazy Blues ضبط شد. دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ سالهای شكوفائی بلوز بود و تعدادی خواننده و موسيقیدان از طريق كنسرت و فروش آلبوم در جامعه سياهان آمريكا به شهرت رسيدند. طی جنگ جهانی دوم بسياری از سياهان نوازنده بلوز به شهرهای شمالی مهاجرت كردند. پس از اتمام جنگ سبك جدبد Urban Blues بلوز شهری توسعه يافت. در اواخر دهه ۱۹۴۰ اين سبك به وسايل الكترونيكی مجهز شد و درام نيز به سری گروه آنها كه قبلا بيس ،گيتار الكتريك، پيانو و هارمونيكای تقويت شده در اختيار داشتند، افزوده شد. شيكاگو نيز مركز فعاليت بلوز شد. با گسترش مهاجرت سياهپوستان از جنوب به شمال، موسيقی بلوز نيز با آنها منتقل شد و در سبكهای مختلف توسعه پيدا كرد. در يكی از اين سبكها كه شيكاگو بلوز ناميده میشود، گيتار و هارمونيكا سازهای اصلی هستند. در سبك ديگر، ممفيس بلوز موسيقیدانانی نظير بیبیكينگ مطرح هستند كه گيتار را با سازهای بادی بويژه ساكسيفون و ترومپت تركيب كردهاند. با اين حال سبك ديگری بنام دلتا بلوز، گيتار آكوستيك را ساز اصلی میدانند و بالاخره در تگزاس نوازندگان، گيتار الكتريكی سبك وزن را ابداع كردند كه با كاپو (۱) و با هر ۴ انگشت و يا انگشت شست نواخته میشود.
(1) كاپو وسيله كوچكی است كه در ناحيه گردن ساز برای بالا بردن كوك سيمها بكار میرود.
تاثير بلوز بر موسيقی پاپ: اولين ترانههای موفق و محبوب ستارگانی نظير الويس پريسلی و جری لی لوئيس در دهه ۱۹۵۰ به دنبال پيشرفت آکورد و الگوهای شعری در ميزان استاندارد دوازده حاصل شد. در ضرب اصلی بلوز، ريتم سه چهارم نواخته میشود. به هر حال اين سرعت گرفتن ضرب بود که باعث شد ويژگيهای بلوز به راکاندرول تکامل پيدا کند و بالاخره اينکه راکاندرول بخش عظيمی از موسيقی پاپ را برگرفت و بلوز همچنان به بازار کوچک خود بسنده کرد.
ساختار آهنگ در سبک بلوز: شعرهای بلوز اغلب دارای سه سطر و دوازده ميزان است. از ابتدا آکوردهای اصلی برای سطر يک و چهار ميزان اول نواخته میشود. سپس چهار آکورد برای ميزان پنج و شش نواخته میشود و به دنبال أن يک آکورد برای ميزانهای هفت و هشت نواخته میشود. سطر آخر متفاوت است و پنج آکورد برای ميزانهای نه و ده و به دنبال آن يک آکورد برای ميزانهای يازده و دوازده زده میشود. شعر در موسيقی بلوز سه سطر احساسی است. سطرهای اول و دوم يکسان هستند البته با آکوردهای مختلف، ولی سطر سوم متفاوت است. اين ساختار را ميزان دوازده بلوز مینامند. برای مثال به اين سه سطر از لوئيس بلوز توجه کنيد:
هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down
هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down
چون فکر میکنم اين بار، ديگه دفعه آخره. It makes me think I'm on my last go round
سازهای موسيقي: در گروههای مدرن بلوز، كه به سازهای الكترونيكی مجهزند بيش از يك سری استاندارد از اين سازها وجود دارد. برای مثال در سبك آربن استايل در شيكاگو، سازهای اصلی گيتار الكتريك و هارمونيكای تقويت شده میباشند و سازهای فرعی شامل بيس، درام، پيانو و ريتم گيتار است. گروههای جنوب آمريكا نظير ممفيس و نيواورلئان، اغلب يك سری سازهای بادی مثل ساكسيفون و ترومپت دارند ولی اغلب بصورت سولو اجرا نمیشوند. در بلوز صدای خواننده هميشه واضح و بلند است و البته بيشتر در ابتدا و بعنوان صدای اصلی شنيده میشود و همخوانيهای هارمونيك در سبك بلوز به ندرت به چشم میخورد.
تاثيرات سبك بلوز: به هر حال تا دهه 1960 بلوز بيشتر طرفداران خود را از دست داده بود و بسياری از هنرمندان اصلی بلوز بازنشسته شده و يا از دنيا رفته بودند، با اين حال اجرای دوباره ترانههای قديمی بلوز توسط گروههای محبوب راك نظير رولينگ استونز و لد زپلين باعث شد كه بلوز مجددا توسط جوانان كشف شود. بسياری از موسيقيدانان قديمی بلوز، حتی برخیها كه اجراهای اوليهشان به چند دهه قبل برمیگشت، دوباره كشف شدند: مادی واترز، جونيور ولز، بادی گای، فردی كينگ، جيمز كاتن، بو ديدلی، هاولينگ ولف، جان لی هوكر و بالاخره بیبی كينگ. وقتی طرفداران جوان، از گروههای سبک بلوز استقبال کردند و آنها را در آغوش گرفتند، ديگر بلوز از زمره موسيقیدانان سياهپوست خارج شده بود. موسيقیدانان سفيدپوستی مانند گيتاريست جانی وينتر و نوازنده هارمونيكا پاول باترفيلد با الهام از آهنگهای قديمی بلوز و اجرای جديد خود شهرت فراوان بدست آوردند. موسيقی بلوز در بين موسيقیدانان بريتانيا نيز محبوبيت خاصی پيدا كرد. پيانيست و نوازنده هارمونيكا، جان مايال، يك گروه بلوز را رهبری كرد كه با اجراهای بسيار ماهرانه گيتار، بوسيله اريك كلاپتن، تا جائی جلو رفت كه با اجرای اكثر ترانههای بلوز، اين سبک از موسيقی را دوباره به طرفداران بيشمار راك معرفی كرد. در اصل طی دهه 1960 و 1970 موسيقیدانان انگليسی سفيدپوست و جوان، دوباره بلوز را در آمريكا احياء كردند. مفسران اجتماعی اين ادغام و همياری موسيقیدانان سياهپوست و قديمی بلوز با طرفداران جوان و سفيدپوست را به فال نيك گرفته و معتقدند كه اين امر به موفقيت جنبش حقوق شهروندی و پيشرفت روابط نژادی در آمريكا كمك زيادی كرده است. گرچه بلوز و موسيقی پاپ امروزه اشتراك زيادی باهم ندارند ولی شباهتهای زيادی بين بلوز و سبک هيپ-هاپ وجود دارد: نه از لحاظ موسيقي، هرگز! بلكه از لحاظ اينكه هردو دارای خوانندههايی هستند كه از سختیها، درد و رنجها و بیعدالتیها در زندگی شكايت میكنند و هر دو يك الگوی پرسش و پاسخ را به نمايش میگذارند. بلوز بخاطر اينكه پايه و الهام بخش ديگر سبكهای موسيقی در آمريكاست، تاثيرهای بسيار زيادی را نيز داراست.
وضعيت فعلی بلوز: موسيقی بلوز امروزه بارديگر تجديد حيات يافته و بازار نوار و کنسرت آن کاملا داغ است. تعداد کمی از موسيقيدانان نسل قديمی بلوز اکنون زنده و در صحنههای موسيقی فعالند. بیبی کينگ و بادی گای راه را برای موسيقيدانان جوانی که سنت آنان را ادامه میدهند هموار کردند. کينگ پس از سالها انتظار برای همنوازی با اريک کلاپتن بالاخره با اجرای مشترک (همسفر با شاهان) برنده جايزه هندی برای آلبوم جديد خود شد. گای نيز در لجند کلوپ خود در شيکاگو مشغول است و با آلبوم (چای شيرين) خود برنده جايزه هندی سال 2002 برای بهترين هنرمند مرد و بهترين گيتاريست سال شد. بعضی از اعضای مشهور نسل جديد بلوز عبارتند از: رابرت کری خواننده و گيتاريست، اتا اسميت خواننده، کب مو گيتاريست، لاکی پيترسن نوارنده چند ساز و شوگر بلو نوازنده هارمونيکا. تعدادی از شرکتهای ضبط و نوار با هنرمندان بلوز کار میکنند. شيکاگو اليگيتور رکورد، تنها يکی از چندين شرکت است که فقط با بلوز کار میکند. مالاکو رکورد، در میسیسیپی سالهاست که اجراهای بلوز را ضبط میکند و هنرمندانی نظير ليتل ميلتن، بابی بلند، رابی راش و ديگران را مطرح کرده است. پخشهای زنده موسيقی بلوز در ميان طرفداران در کنسرتها و کلوپها همچنان محبوبيت خاص خود را حفظ کرده است و شنوندگان بلوز هميشه ويژگيهای اساسی اين سبک، يعنی احساسات عميق و بداههنوازی را ارج مینهند. فستيوالهای بلوز گسترش يافتهاند و گروههای مختلف با اجراهای پیدرپی در صددند که مشتاقان خود را راضی نگه دارند. مشتاقانی که از شنيدن موسيقی بلوز حتی از شب تا صبح سير نمیشوند.
معرفی ستارگان سياه آسمان بلوز:
Bessie Smith : بسی اسميت را بعنوان امپراتريس بلوز میشناسند و او با ارتعاشات گرم صدا و نيز اجراهای پرشور براستی شايسته اين لقب است. او در سال 1895 در تنسی بدنيا آمد و کارش را با خواندن ترانههای مذهبی در کليسا شروع کرد. در سال 1923 ترانه بسيار موفق او دان هرتد بلوز بيش از ۲ ميليون نسخه فروش داشت. او در 26 سپتامبر 1937 در يک سانحه رانندگی در میسیسیپی شمالی جان خود را از دست داد. او را بخاطر سياه بودنش به اولين بيمارستان بعد از اين تصادف راه نداده بودند.
John Lee Hooker : جان لی هوکر طی حرفه طولانی خوانندگی خود سبک جديدی را بنام بوگی برای بلوز به ارمغان آورد. او در سال 1917 در میسیسیپی بدنيا آمد. اولين تاثيراتش را از پدر که يک مبلغ مذهبی بود گرفت و پدرخوانده وی نيز اولين گيتارش را به او هديه داد. مثل خيلی از سياهپوستان ديگر اهل جنوب آمريکا، او نيز روستاهای جنوب آمريکا را رها کرد و به شهرهای شمالی رفت. در سال 1943 به ديترويت رفت و در کارخانههای اتومبيل سازی و فولاد مشغول بکار شد. در اولين سال ضبط آثارش در سال 1948 ترانه موفق( حالت عاميانه بوگی چیلدرن که به معنی بچههای خوش رقص است) را اجرا کرد و سپس با ترانه آی ام ان د موود دوباره رتبه اول چارت موسيقی را در گرفت. در سال 1990 با اجرای هیلر برنده جايزه گرمی شد و در اين اجرا علاوه بر بزرگانی چون کارلوس سانتانا، کيس ريچاردز و بانی ريت بعنوان نوازندگان مهمان حضور داشتند. او با ون موريسون ترانهسرا و خواننده ايرلندی نيز چندين آلبوم منتشر کرد. هوکر در سال 2001 از دنيا رفت.
src="http://www.michaelromanos.com/pictures/stock_photos/bb_king.jpg">
Roy Buchanan : از هنرمندان سفيدپوست صاحب سبک در بلوز میباشد و الیگاتور اولين شرکتی بود که با وی قرارداد بست. اوج هنر بداهه نوازی خود را در آهنگ افتر هورس نشان میدهد و آهنگهای احساسی روی نظير بلک اتومن، سویت دریم ، هی جو، فایو استرنگ بلوز مهر تاييدی بر آهنگسازی او میزند. بوچانان در حالی از دنيا رفت که موسيقيش را کمتر کسی درک کرد و سولوهايش برای بيگانگان بلوز اصيل، مفهومی نداشت.
Muddy Waters : مادی واترز را بنيانگذار بلوز مدرن و مجهز به سازهای الکترونيکی میشناسند. او در سال 1915 در میسیسیپی بدنيا آمد. او هنگانيکه راننده تراکتور بود شروع به يادگيری و نواختن گيتار کرد و در سال 1941 بلوز آکوستيک را ضبط کرد و در سال 1943 به شيکاگو رفت و تا سال 1950 توانست گروه کوچک بلوز خود را راه بيندازد که خود واترز نيز گيتار الکتريک مینواخت. او تا زمان مرگش در سال 1983 به اجراهای قوی خود هم بصورت خواننده و هم گيتاريست ادامه داد.
src="http://www.humblepress.com/Concert/graphics/gallery/muddy.jpg"
Robert Johnson : رابرت جانسون ملقب به شاه خوانندگان دلتا بلوز در نواختن گيتار نيز استاد بود. او در سال 1911 در میسیسیپی بدنيا آمد. بيشتر زندگی کوتاه هنری خود را به نواختن گيتار در رقصهای محلی سپری کرد. شعرهای احساسی و مهارت وی در نواختن گيتار، کار او را از ديگران متمايز میکند. او در سال 1938 درگذشت. برخی بر اين عقيدهاند که شايد يک عاشق عصبانی او را مسموم کرده است ولی نحوه دقيق مرگ وی هنوز هم يک راز است.
B.B. King : امروزه بیبی کينگ سرشناسترين موسيقيدان بلوز است. شهرتی که واقعا شايسته اوست. او در سال 1925 در اينديانانولای میسیسیپی بدنيا آمد و اسم مستعار B.B بیبی (بلو بوی ) را هنگام اجرای برنامههای راديوئی در ممفيس تنسی به او دادند. مانند ديگر سياهان ساکن دلتای میسیسیپی، او نيز از مهاجران جنوب بعد از جنگ جهانی دوم بود. از دهه 1940 تا دهه 1960 در کلوپهای مختلف در جنوب گيتار مینواخت ولی بدليل تبعيض نژادی تمامی حاضران در برنامههای او سياه پوست بودند. او در سال 1948 با نواختن در فستيوالهای بلوز، سالنهای کنسرت، دانشگاهها و در شوهای تلويزيونی در سراسر آمريکا به شهرت رسيد. او سالهای زيادی شو برگزار کرد و در هر سال بيش از 300 اجرا داشت که در نوع خود بینظير است و هيچ هنرمند بلوز تاکنون نتوانسته در سختکوشی به گرد پای او برسد. تا اواخر دهه 1960 کينگ سبک مشهور نواختن گيتار خود را کامل میکند. او با ارتعاش دست چپ روی سيمهای گيتار و با تغيير و بالا و پائين بردن نتها، میتواند نتهای بلوز را که لازم و جزء لاينفک اين سبکهاست، به زيبائی بنوازد. اين صدای آوازگونه گيتار همراه با صدای رسای او در سال 1969 يکی از بزرگترين موفقيتها را برای او با اجرای د تریل ایز گان به ارمغان آورد. اين ترانه درست در هنگاميکه فروش نوارهای بلوز در بازار با رکود مواجه شده با موفقيت تمام به فروش میرود و جايزه گرمی را برای وی به ارمغان آورد. ترانهّهای او طيف وسيعی از احساسات را در کنار ناراحتيهايی که هميشه با موسيقی بلوز همراه است نشان میدهد. او شوخطبعی را با درکی عميق از طبيعت انسانی در هم میآميزد که: هرکسی بالاخره کمی دروغ میگويد. کينگ طی دوران طولانی موسيقيائی خود در بسياری از آثار همکاری داشته است. موسيقيدانان جوان راک، بويژه همکاريها و کمکهای او به پيشبرد اين سبک موسيقی را ارج مینهند. در سال 1988 بیبی کينگ همراه با گروه ايرلندی یو تو در ترانه موفق ون لاو کامز تو تاون خواننده و نوازنده گيتار بود. او در سال 2001 همراه با اریک کلاپتون آلبومی را تحت عنوان همسفر با شاه ضبط کرد که جايزه عالی موسيقی را برد. کارهای گيتار او تاثير بسياری روی نوازندگان جوان داشته است و تا به امروز تنها سفير و نمايده بلوز است.
برای دریافت نسخه کامل این بررسی به وب لاگ من در پرشین بلاگ مراجعه کنید :
یا بر روی اینجا کلیک کرده و آن را بصورت پی دی اف دریافت کنید



0 Comments:
Post a Comment
<< Home